نسيم بهاري كه مي وزد گل هاي شقايق را تاب مي دهد و عطر بوته ها و گل هاي وحشي به مشامم مي خورد مي داني وقتي در گلستان قدم مي زنم دوست دارم تو هم در كنارم باشي مرا همراهي كني دست در دست هم با هم بنوشيم عطر دوستي را بيا چرا ازم دوري مي كني من كه دوستت دارم به اندازه تمامي گل هاي دنيا يكبار شيريني وجودت را چشيدم برايم دنيايي از مهرباني بود دوستت دارم
برچسب:
نویسنده: سارا طباطبایی
تاريخ: چهارشنبه
30 آذر
1401 ساعت: 20:09